CAWD-773 «حداقل قبل از رفتن یه دوش نمیگیری؟» بعد از اینکه آخرین قطار را از دست دادم، سر از اتاق همکار زنِ جوانترم درآوردم… سینههای بیدفاع و پاهای برهنهاش آنقدر تحریکم کرد که وجود همسرم کاملاً از ذهنم پرید و تمام شب دیوانهوار او را میکردم… کوساکا ناناکا