IPX-471 «هیچ قطار آخری نیست؟! پس بیا خونهی من!» دخترم انتظارم رو در خونه میکرد، اما قطار آخر رو از دست دادم — و تصادفی در خونهی همکار زن خیلی دوستداشتنیام شب گذراندم... بدون شلوارک، بدون سینهبند، فقط با لباس خانگی — دیوانهوار هیجانزده شدم و تمام شب باهاش جنسی داشتم... تورینوکی کانا