JUR-712 "شاید این آخرین نعوظ زندگیام باشد، فقط یک لحظه، بذار بذارمش تو!!" به ناپدریام که دچار اختلال نعوظ شده بود ترحم کردم و با هم حمام کردیم، ناگهان کاملاً سفت شد، هماهنگیمان آنقدر عالی بود که سوارش شدم در وضعیت گاوچران و بارها سکس خام کردم. مینامی کوجیما