SW-470 پسرعمو، چرا اینطور به من نگاه میکنی؟ دخترعموهایم که حالا دبیرستانی شدهاند، با معصومیت میگویند که عموزادهشان را خیلی دوست دارند و من را دعوت میکنند با هم حمام برویم. وقتی رفتم، معلوم است که نعوظ شدم. نتوانستم خودم را کنترل کنم و بغلشان کردم.