SW-540 دختر دبیرستانی ناز که هر صبح میبینم و جوراب بلند پوشیده و شورتش را نشان میدهد، باعث شد کیرم سفت شود. او گونههایش را باد کرد و با قیافه عصبانی گفت: «برادر بزرگه حرومزادهست.» اما بلافاصله با چشمان اشکآلود به من نگاه کرد، او یک شیطان کوچک تسوندره بود. 2 آی هوشینا