SW-581 دختر دبیرستانی که هر صبح میبینم، با جورابهای بلند و شورت V شکل، آنقدر ناز است که مرا سفت میکند. او گونههایش را باد میکند و میگوید: «برادر بزرگه حرومزادهست.» اما بلافاصله با چشمانی اشکآلود به من نگاه میکند، او یک شیطان کوچک تسوندره بود. 4 آمی آیوها